ايگناتى يوليانوويچ كراچكوفسكى ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

478

تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى )

داده باشيم ، بايد بگوييم كه سه اثر همانند از يك مؤلّف به نام محمّد يحيى افندى ( حدود سال 1601 / 1010 ه . ) به عنوان فضائل مكهء مكرّمه و فضائل مدينهء منوره و فضائل قدس شريف هست كه نسخه‌هاى فراوان از آنها به‌جا مانده ، ولى به طور كلّى از لحاظ تاريخ و جغرافيا اهميت قابل ملاحظه ندارد . 33 به دنبال آن در حدود سال 1636 / 1046 ه . رساله‌اى دربارهء شهر « ادرنه » به عنوان انيس المسافرين به وجود آمد كه ، به خلاف رسائل سابق ، از لحاظ جغرافياى محلى اهميتى بىمانند دارد . مؤلّف آن عبد الرحمن بن حسين جبرى است كه احيانا نام وى با مؤلّفان ديگر چون جورى ، خيرى ، و حتّى برورى اشتباه مىشود . 34 اصل وى از ادرنه بود و در همانجا به تدريس پرداخت و نسبت به مولد خويش علاقهء فراوان داشت . وى تاريخ شهر را كه روزى پايتخت دولت عثمانى بوده از سال 1359 / 760 ه . تا سال 1633 / 1043 ه . در چهارده فصل تدوين كرده كه در بيشتر فصول آن مطالب جغرافيايى هست . فصل اوّل از فتح ادرنه به وسيلهء عثمانيان سخن دارد ، فصل دوّم دربارهء قلعه و خيابانها و ميدانهاى شهر است ، فصل سوّم دربارهء مساجد و مؤسّسات خيريه ، چهارم دربارهء مدارس و زاويه‌هاى درويشان ، پنجم از كاروانسراها و مهمانخانه‌ها ، و فصل ششم و هفتم از جويها و بستانها و پلها و چشمه‌ها و چاههاست ، فصل هشتم از استحكامات ادرنه و حومه و روستاهاى اطراف شهر ، و نهم از مقبره‌ها سخن دارد . بنا بر اين بجز مطالب تاريخى با مطالعهء نمونه‌اى دربارهء شهر بزرگ سروكار داريم كه به نسبت زياد با « خطط » عربى همانند است . حاجى خليفه از اين رساله استفاده و آن را ستايش كرده است . در قرن نوزدهم يك همشهرى ديگر از اهل ادرنه به نام بادى احمد ( متوفّى به سال 1908 / 1326 ه . ) كار حبرى را تكميل كرد و يك گزارش تاريخى - جغرافيايى گرانقدر از شهر خويش در سه جلد با عنوان رياض بلدة ادرنه تأليف كرد كه هنوز خطّى مانده است . هنوز وضع يك « تاريخ » ديگر منتسب به مؤلفى به نام « جورى چلبى » كه مطالب تاريخى - جغرافيايى آن همانند انيس المسامرين است در پردهء ابهام مانده است . 35 به دنبال كوششهاى نخستين براى ايجاد مؤلّفات بزرگ كيهان نگارى با رنگ دينى و داستانى به دوران سلطان سليم ، مؤلّفات كيهان‌نگارى كوچك به وجود آمد كه رنگ علمى و وقار بيشتر دارد . يكى از اين كيهان نگاريهاى كوچك با عنوان تحفة الزمان و خريدة الأوان به وسيلهء شخصى به نام مصطفى بن على تأليف شده كه رسائل ديگرى در رياضيّات و نجوم از او به‌جاست و « موقتا » در مسجد سليميّهء استانبول كار مىكرده و هنوز قطعاتى از كتاب تحفة المجالس وى كه از صد شهر محيط به استانبول و وضع جغرافى آن سخن دارد به چشم مىخورد . 36 به احتمال قوى يك نسخهء خطّى موجود در وين با عنوان إعلام العباد بأعلام البلاد كه